مری گیتسکیل یکی از زنان نویسنده پیشرو در تصویر کردن سکس با داستان است. برخی معتقدند داستانهای گیتسکیل ؛ کاوشی است در جایگاه و نقش سکس در زندگی آمریکایی تا نشان دهد سکس تلاشی مأیوسانه و نا موفق برای شکستن انزوای اجتماعی است . مردمی که نزدیکی را می طلبند ولی نمی دانند چطور به آن برسند و موضوعهایی که کمتر نویسنده ای در رمان به آنها می پردازد ، سوژه داستانهای مری گیتسکیل هستند. در قصه های گیتسکیل زنان و مردان مجرد لحظه نادری که عشق و سکس با یکدیگر تلاقی می کنند را می جویند . زنان داستانهای گیتسکیل سرخورده و رنج دیده اند و این مردان هستند که چهارچوب رابطه را تعیین می کنند و دلیل آن نیز قدرتشان و شاید هم بی تفاوتی شان به رابطه عشقی با دوام است. از مری گیتسکیل دو رمان و سه مجموعه از داستانهای کوتاه منتشر شده است.
گزارش تصویری برنامه شباهنگ از تازه ترین مجموعه داستانهای کوتاه مری گیتسکیل با عنوان "گریه نکن" :
Jane Vandenburgh A Pocket History of Sex in the Twentieth Century
جین وندنبرگ در بیستم آوریل سال ۱۹۴۸ میلادی چشم به جهان گشود و در سواحل Redondo در کالیفرنیا بزرگ شد. او در سال ۱۹۷۱ مدرک لیسانس خود را در ادبیات زبان انگلیسی از دانشگاه ایالتی لانگ بیچ دریافت کرد و هفت سال بعد نیز مدرک کارشناسی ارشدش را در همین رشته با تمرکز بر نویسندگی خلاق از دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو گرفت. تز فوق لیسانسش مجموعه ای از داستانهای کوتاه بود که برنده جایزه ادبی کاترین آن پورتر شد. او تا به حال دو رمان داستانی به نامهای Failure to Zig-Zag و The Physics of Sunset به فاصله ده سال از هم چاپ رسانده است. حال که ۱۰ سال دیگر از نگارش آخرین رمانش گذشته است ، وندنبرگ خاطراتش را تحریر کرده است که روز شنبه ، بیست و یکم مارس در برنامه شباهنگ آن را معرفی کردیم. رمانی با عنوان "تاریخ جیبی سکس در قرن بیستم" که در آن خانم وندنبرگ زندگی پر تلاطمش را شرح داده است. او در آغاز کتاب نوشته است این اثر ، داستانی واقعی است که همه رویدادهایش حقیقت دارند ولی از فنون داستان نویسی نیز در پروراندن آن بهره برده است. دوران کودکی جین وندنبرگ به دشواری سپری شد و او و برادرانش قربانی افکار و اندیشه های عصیانگر والدینشان شدند. پدر و مادر جین در زمان جنگ جهانی دوم در دانشگاه برکلی با یکدیگر آشنا شدند ...به قول خود جین وندنبرگ زمانی که تنها مردان دانشگاه کسانی بودند که به خاطر مشکل و یا مشکلاتی قادر به شرکت در جنگ نبودند ! پدر جین مشکل جسمی نداشت . قدی بلند ؛ چشمان درخشان آبی ؛ پوستی برنزه و جذابیتی مردانه داشت که مادر جین همیشه می گفت هم برای زنان جذاب بود و هم برای مردان ! ولی روح سرکش و طبیعت هنرمندانه اش که با همسرش - مادر جین- همخوانی داشت او را از سایر افراد متمایز می کرد. جین وندنبرگ در فصل نخست کتابش می نویسد پدر و مادرش همواره دوست داشتند خارج از چهارچوبهای اجتماعی زندگی کنند و به عواقبش هم فکر نمی کردند. او از پدر بزرگ و مادربزرگش نقل قول می کند که همه دوستان والدینش نیز عجیب و غریب و چپگرا بودند و می نویسد او و بردارانش در سن کم ، قربانی هوش بالا ، استعداد خارق العاده ، و فقدان درک مناسب پدر و مادرشان شدند. وندنبرگ می نویسد پدر و مادرش هر دو عصبی بودند و او پیش از آنکه خواندن و نوشتن را فرا گیرد با واژه هایی چون "عصبی" ، "روانی" و "میلتاون" (داروی آرامبخش) آشنا بود. پدر و مادرش پنج روز در هفته هر چه پول داشتند و هر چه از پدر و مادرشان قرض کرده بودند را صرف صحبت با روانشناس می کردند. و به باور جین وندنبرگ این هزینه تهیه تعهدات دهه ۵۰ به کسانی چون پدر و مادرش بود : خوشبختی ، برکت و هنجار ! آنها مشروب می خوردند ، سیگار می کشیدند ، رمزی حرف می زدند ، می نوشتند ، نقاشی می کردند و با تضادهای هویتی کلنجار می رفتند. تضادهایی که پدر را نابود کرد و مادر را به بیمارستان روانی فرستاد. کتاب "تاریخ جیبی سکس در قرن بیستم" ؛ نگاهی است به کودکی مشقت بار جین وندنبرگ ، دگرگونی فرهنگی آمریکا ، و رشد فکری نویسنده در این دوران. او معتقد است دگرگونی فرهنگی دهه ۶۰ و ۷۰ نه تنها برای زنان بلکه برای مردان نیز آزادی به ارمغان آورد و جنبش حقوق مدنی آمریکا به زنان ، همجنسگرایان ، و اقلیتهای قومی و مذهبی نیز سرایت کرد چرا که آزادی مسری است...از یک نفر آغاز می شود و به مرور زمان به همه سرایت می کند. او در مکاتبه توسط ایمیل به صدای آمریکا گفت از اتحاد زنان و دختران ایران برای حمایت از حقوقشان تحت تأثیر قرار گرفته و فکر می کند تلاش آنان از این جهت اهمیت دارد که نشان می دهد حکومتی که حقوق شهروندانش را چه زن باشند ، چه همجنسگرا ، چه پیر و چه جوان ، زیر پا می گذارد ؛ نه تنها معنویت و اخلاق را نفی کرده است بلکه از تمدن دور است. خانم وندنبرگ از پیام نوروزی پرزیدنت اوباما استقبال کرد و آینده بهتری را برای آمریکا ، ایران و جهان آرزو کرد.
جین وندنبرگ از ازدواج نخستش دو دختر دارد. او با Jack Shoemaker ؛ ناشر، ازدواج کرده است و در منطقه Point Richmond کالیفرنیا زندگی می کند. خانم وندنبرگ دموکرات است و در دوران انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از باراک اوباما حمایت می کرد. موسیقی مورد علاقه اش Les Tigre است و به فیلمهای Milk و Doubt علاقه دارد. گزارش تصویری شباهنگ از کتاب "تاریخ جیبی سکس در قرن بیستم" :
موسیقی متن گزارش : Bela Bartok که پدر جین وندنبرگ همواره می نواخت. عکسها گرفته شده توسط Madeleine Tilin عکاس مقیم اکلند در کالیفرنیا
شنبه شب ، بیست و چهارم اسفند ماه در بخش نوشته ها و خوانده های شباهنگ ؛ از فیلم بربادرفته یاد کردیم. این فیلم در سال ۱۹۳۹ ساخته شد و پس از این همه سال دیگر کمتر منتقدی از آن یاد می کند ولی "برباد رفته" در زمان خودش نیز آنطور که باید و شاید نقد و بررسی نشد. حال مالی هسکل ؛ منتقد فمینیست سینما ؛ سعی کرده است این خلاء را پر کند و "برباد رفته" را آنطور که در خور توجه است ؛ مورد بررسی قرار دهد.
Molly Haskell در سال ۱۹۳۵ در ایالت کارولینای شمالی دیده به جهان گشود و در شهر ریچموند ویرجینیا بزرگ شد. او در دانشگاه لندن و سوربون تحصیل کرد و در نهایت در شهر نیویورک اقامت گزید. او در خبرنامه سینمایی مجله هفتگی نیویورک پرس فیلمهای فرانسوی را بررسی می کرد و در مورد کارگردانانی که به آمریکا مهاجرت کرده اند می نوشت. مالی هسکل ؛ نقد سینما را به صورت حرفه ای ازمجله Village Voice آغاز کرد و سپس به مجله هفتگی نیویورک و مجله وُگ پیوست. هسکل یکی از نخستین کسانی بود که نقد و نظریه های فمینیستی اش از فیلم و سینما را در کتابی با عنوان "از تکریم تا تجاوز : رفتار با زنان در فیلم" در سال ۱۹۷۴ به چاپ رساند و در آن تصویر ارائه شده از زنان در فیلم را مورد بررسی قرار داد. او دریکی از فصلهای این کتاب که "فیلم زن" نام دارد می نویسد "فیلم زنانه جبرانی است برای فقدان زن در دیگر سبکهای غالب مثل فیلمهای گانگستری ، وسترن ، جنگی و حادثه ای " . او می نویسد "در فیلمهای مردانه همه لذتهای زندگی پیش از ازدواج صورت می گیرد و مرد همواره یا در نبرد با طبیعت است و یا در نبرد با دشمن ! " هسکل معتقد است فیلمهای Soap Opera بسیار سطح پایین اند و در واقع ابزاری برای ارضای عواطف زنان سرخورده خانه دار هستند و به جای رد و انکار آنچه بر زنان تحمیل می شود ؛ آن را می پذیرد و بر تحقیر زنان دامن می زند. هسکل می گوید چهره زن در فیلم را به سه گروه طبقه بندی می کند: ۱) زنان خارق العاده که شخصیتهایی گیرا و نیرومند دارند مثل نقشهایی که کاترین هپبرن و بتی دیویس بیشتر در آنها ظاهر می شدند. ۲) زنان عادی که شخصیتی عوامانه دارند ؛ اغلب قربانی هستند و سوژه خوبی برای فیلمهای Soap Opera هستند. ۳) زنان عادی ای که تبدیل به زنان خارق العاده می شوند ...قربانیانی که با صبر و شکیبایی بر می خیزند و خود را رها می کنند. هاسکل رفتار و ماهیت زنان در فیلم را نیز گروه بندی می کند و معتقد است در فیلمهای زنانه ، عشق و خانواده دو مفهومی هستند که در یکدیگر حل شده اند و یکی لازمه دیگری است . در این فیلمها زنان: ۱) فداکاری می کنند : خود را برای فرزندانش ؛ ازدواج را برای معشوق ، معشوق را برای ازدواج ، حرفه را برای عشق ، عشق را برای حرفه ! ۲) رنج می کشند ۳) درگیر انتخاب هستند ۴) در رقابت معمولاً عشقی به سر می برند هسکل در دهه ۹۰ دست از نقد سینمایی فمینیستی اش کشید ولی امسال در کتابی با عنوان "Frankly My Dear : Gone With The Wind Revisited" ، که ۲۷۲ صفحه است ؛ فیلم "بربادرفته" را که یکی از شاهکارهای سینمای آمریکاست دستمایه نقدش قرار داده و نشان داده است این فیلم بر پایه شخصیت قوی و توانای یک زن استوار است. مارگارت میچل در نگارش این داستان جلوتر از زمان خویش بود و دیوید سلزنیک بر خلاف فیلمهای آن زمان هالیوود که شخصیتهای نیرومند زنان را به گونه ای مورد تنبیه قرار می داد؛ این کتاب را به فیلمی به یاد ماندنی تبدیل کرد. ویوین لی نیز با نقش آفرینی در این فیلم ؛ ظرافت و زیبایی زنانه را با قدرت و اصالت در هم آمیخت و اسکارلت اوهارا را آنگونه که بود تصویر کرد....تصویری که سالهاالهام بخش زنان از هر سن ونژاد و ملیتی بوده است. و مالی هاسکل در کتاب Frankly My Dear دین خود را به این شاهکار سینمایی ادا کرده و حقانیت اسکارلت را آنطور که هست حفظ کرده است.
Frankly My Dear, I don't give a damn در سال 2005 از سوی انستیتو فیلم آمریکا به عنوان به یاد ماندنی ترین عبارت در عصر فیلم برگزیده شد.
گزارش تصویری شباهنگ از این کتاب را در اینجا مشاهده کنید:
روز شنبه هفدهم اسفند ماه در بخش نوشته ها و خوانده های شباهنگ تازه ترین رمان ناهید کبیری؛ نویسنده و شاعر مقیم ایران را معرفی خواهیم کرد. این کتاب که "کشتی ماه عسل" نام دارد ؛ روایت کلنجار رفتن قهرمان داستان با سرنوشت گریز ناپذیرش است. قهرمان داستان زنی به نام رایکاست که ازدشواریهای زندگی به عشق پناه می برد... با پسری غریبه ازدواج می کند که قول داده با کشتی ماه عسل او را به جایی ببرد که در آن آب آرام است ، از زیر صدها خوشه موز می گذرند ؛ نسیم پوستشان را تر می کند ؛ با صد پرنده بی نام حرف می زنند ؛ در انتهای آب به خورشید می رسند و گونه های قرمزش را می بوسند.... و سپس عاشق پسری نقاش می شود و تا پایان داستان ؛ عشق او بر قلبش سنگینی می کند. و در این میان با مردی ازدواج می کند که بیست سال از خودش بزرگتر است ؛ پدر را به خاطرش می آورد ؛ روشنفکری را به او می آموزد و در نهایت طعمه بیماری آلزایمر می شود. مضمون کلی داستان فلسفی است و نویسنده با داستانی جذاب مسائل سیاسی و اجتماعی و زندگی روزمره مردم ایران را نیز روایت می کند. داستان از زبان خود رایکا روایت نمی شود با این حال حضورش چنان پررنگ و واقعی است که خواننده خود را در او می بیند ؛ با او زندگی می کند ؛ با او غصه می خورد ؛ با او می میرد ؛ با او جان می گیرد و همگام با او مسیر پر پیچ و خم سرنوشت را می پیماید . رمان "کشتی ماه عسل" پس از چند ماه که در انتظار مجوز ارشاد به سر می برد ؛ از سوی نشر ثالث روانه بازار شد.
اگر مایلید کتابهای منتشر شده در ایران در برنامه شباهنگ معرفی شوند ؛ با ما از طریق ایمیل آدرس بخش کتاب تماس بگیرید. می توانید این کتابها را برای ما ارسال کنید تا در صورت تأیید آن را در برنامه معرفی کنیم. ketab@voanews.com